بعد از به راه آوردن تریور، اولین کار چپ کارآموز وکالت، این بود که سر و صورتی به دفتر او بدهد و از شر تمام چیزهای زنانه راحت شود. اشیایی را که به جن تعلق داشت در جعبه ای مقوایی قرار داد، همه چیز از ماتیک لب گرفته تا لاک ناخن، شکلات بادام زمینی و چند ژمان عاشقانه، از آن دست که خواندنش برای کمتر از ?? سال ممنوع بود. پاکتی هم بود که مبلغ هشتاد دلار و رده ای در آن دیده می شد. رییس آن را نیز مصادره کرد، و گفت پول ?رد است.
چپ عکس های جن را با دقت در روزنامه کهنه پیچید و در جعبه دیگری قرار داد، همراه با زلم زیمبوهای شکستنی دیگر که معمولا روی میز همه منشی ها دیده می شد. از دفتر یادداشت او نیز کپی برداشت، برای آن که بداند چه کسانی قرار ملاقات دارند. با کمی تعجب دریافت که مشتریان آن دفتر حقوقی زیاد نیستند و قرارهای ملاقات از یکی دو تا تجاوز نمی کند. هیچ قرار برای حضور در دادگاه وجود نداشت. این هفته دو نفر، هفته آینده هم دو نفر، و همین. تقویم را هم به دقت بررسی کرد و دریافت از وقتی که پول کوینس گاربی را دریافت کرده، علاقه به کار و حرفه حقوقی خود را نیز از دست داده است.
به خوبی می دانستند که در هفته های اخیر بیشتر قمار کرده و احتمالا باده گساری را هم افزایش داده است. چندین دفعه جن به دوستانش گفته بود که تریور این روزها وقتش را بیشتر در میخانه پیت میگذراند و کمتر به دفترش سر
می زند.