باشد، باشد.» اسپایسر گوشی را گذاشت. تریور دوباره پاهایش را روی میز قرار داد، ظاهر می خواست دنبال خوابش را بگیرد. اما در واقع مشغول سبک سنگین کردن مسایل بود. لحظه ای بعد فریادش بلند شد. از جن خواست نگاهی به جدول پروازهای واشنگتن بیندازد.
در مدت ?? سالی که کلوکنر، به عنوان مشاور و هماهنگ کننده عرصه های مخفی، هیچ وقت ندیده بود این همه آدم معطل شخص حقیری که تقریبا کاری هم انجام نمی داد، بشوند. فورا با دو-ویل در لانگلی تماس گرفت. ساکنان خانه اجاره ای به جنبش در آمدند. حالا وقت نمایش وس و چپ بود. |
وس از خیابان رد شد. در جیر جیر کن و پوست انداخته دفتر آقای تریور کارسون، وکیل دعاوی و مشاور حقوقی را گشود و داخل شد. مثل ولگردها شلوار خاکی و بلوز کشباف شل و ولی به تن داشت، جوراب نپوشیده بود. وقتی جن تعارف محقرانه و معمول خود را تحویل می داد، نتوانست بفهمد که محلی است با توریست است. پرسید: «چه کاری می توانم برایتان انجام دهم؟ »
وس با حالتی فوق العاده غمگین گفت: «من، در واقع می خواهم آقای کارسون را ببینم.»
جن پرسید: «قبلا وقت گرفته اید؟» گویی رییسش آنقدر گرفتار بود که حتی منشی هم نمی توانست قرارهایش را به یاد آورد.
«ب، نه. این یک مورد اضطراری است.»
جن گفت: «ایشان خیلی گرفتار هستند.» و وس تقریبا می توانست صدای خنده را از خانه آن سوی خیابان بشنود.
خواهش میکنم، باید با ایشان صحبت کنم.»
جن چشمانش را تاب داد، اما از جایش تکان نخورد: «راجع به چه موضوعی؟ »
وس گفت: «به تازگی همسرم را به خاک سپردم.» چیزی نمانده بود اشکش سرازیر شود و جن عاقبت کنی نرم شد: «آه خیلی متأسفم.» مرد بیچاره.
در تصادف اتومبیل کشته شد، در شاهراه آی- ??، همینجا بالای جکسون ویل»