نام کتاب: برادران
برای نوشتن نامه مناسب بود و لیک از این فرصت استفاده کرده بود. مکاتبه های مخفی خود را قبل از ورود به عرصه انتخابات آغاز کرده بود. در طول سه ماه سراسر مملکت را به توفان کشیده بود و به شهرت بزرگی دست یافته بود. حالا چیزهای زیادی برای از دست دادن داشت. بدون آن که نگران وقت باشند، در آرامش تمام ساختن قفسی برای آرون لیک را آغاز کردند. و هنگامی که آن را به پایان رساندند، به زمین زدند و خرد کردند. نکات نگران کننده مخالف از جانب فین یاربر مطرح شد. میگفت: فرض کنیم یکی از کارمندان لیک به نوشت افزار او دسترسی داشته باشد. ها؟ سئوال بدی نبود. سئوالی که بررسی آن یکساعت وقتشان را گرفت. آیا آل کوی? نرز برای پنهان کردن خود چنین کاری می کند؟ اگر او از کارمندان لیک باشد، و در دی? سی زندگی کند، آنوقت چه می شود؟ قطعا لیک آدم گرفتاری است، سرش خیلی شلوغ است. و این آدم پرکار، که وقت سر خاراندن ندارد، طبیعی است که از دستیارش بخواهد نامه های شخصی او را بنویسد. باربر هنگامی که قاضی اعظم بود، هرگز به نزدیکان خود اجازه نمی داد نامه های خصوصی اش را بنویسند. بیچ نیز هیچ وقت نوشتن این نامه ها را به دیگران نسپرده بود. اسپایسر نیز مرتکب این دیوانگی نشده بود. هیچ وقت هم یادداشت خصوصی نفرستاده بود. تلفن را برای همین کارها اختراع کرده بودند. اما باربر و بیچ هرگز اضطراب و خشمی را که بر ستاد انتخاباتی رییس جمهور حاکم بود نمی شناختند. اصلا نمی دانستند در چنین جایی چه کارهایی صورت می گیرد و چه اتفاقاتی می افتد. این دو در زمان خودشان گرچه مردان پرکاری بودند و فرصت استراحت هم نداشتند اما کارشان از نوع دیگر بود، و اندوهشان نیز دیگر، اصلا شباهتی به کار لیک نداشت. خب، فرض کنیم لیک دستیاری دارد که کارهای خصوصی اش را انجام می دهد. به این ترتیب خود را به خوبی استتار کرده، برادران تقریبا هیچ چیز در مورد او نمی دانستند. او به فیلم های قدیمی علاقمند بود، غذای چینی دوست

صفحه 269 از 424