کنم، در واقع آنان هوش و کفایت خود را نشان دادند و بعد از یکدوره، فرماندار تاری را به خانه اش فرستادند. می دانستند که چه کارهایی دارد می کند. به همین دلیل وقتی برای بار دوم خود را کاندیدای فرمانداری کرد، بیش از ?? درصد به او رأی ندادند. ما باید به مردم ایندیا اعتماد داشته باشیم. آنها این مرد را می شناسند. او را در مقام فرمانداری دیده اند. اول اشتباه کردند، بعد از شرش راحت شدند. و چقدر اسف انگیز خواهد بود که مردم کشور همان اشتباه را دوباره تکرار کنند.»
بعد از پایان مناظره مؤسسات آمارگیری اعلام کردند لیک برنده واقعی آن گفتگوی رو در رو بوده است. دی? پک نیز آمار مخصوص خود را داشت. در یک نمونه آماری هزار نفره، تقریبا ?? درصد گفتند لیک از تاری بهتر است.
LED
در پرواز دیروقت از پیتزبورگ و ویچیتا بطری های شامپانی یکی پس از دیگری باز شد. جشن کوچکی در هواپیمای لیک برگزار گردید. نتایج آمار یکی پس از دیگری می رسید، یکی بهتر از دیگری. فضای پیروزی کاملا احساس می شد.
لیک نوشیدن الکل را در بوینگ خود مجاز نمی دانست، اما زیاد هم سخت نمی گرفت. کارمندان گاهی یک گیلاس کوچک می خوردند، مخفیانه. اما لحظاتی هم پیش می آمد که باید جشن کوچکی می گرفتند. خودش دو گیلاس نوشید. فقط نزدیکترین همکارانش حضور داشتند. از آنها تشکر کرد و تبریک گفت و هنگامی که داشتند بخش های جالب مناظره را دوباره می دیدند، یک بطری دیگر باز شد. وقتی فرماندار تاری گیج و آشفته می شد، ویدیو را نگه می داشتند و صدای خنده بلندتر می شد.
اما جشن کوتاه بود. همه حسابی خسته بودند. این ها مردمی بودند که در هفته های گذشته، در شبانه روز حتی ? ساعت هم نخوابیده بودند. غالب ایشان شب پیش هم بیدار بودند. لیک سومین گیلاس را هم نوشید. این اولین بار بود که آنقدر مشروب خورده بود. به آرامی در قعر صندلی چرمی، بزرگ و راحتی خود فرو رفت. پتوی ضخیمی رویش انداختند. حضار هر یک به گوشه تاریکی خزیدند.