نام کتاب: برادران
تدی تصمیم گرفت که مناظره انجام شود، زیرا اوضاع چندان هم مساعد به نظر نمی رسید. این اواخر تاری عقب افتاده بود. انتخابات مقدماتی را یکی پس از دیگری واگذار کرده بود. و تدى دائما می گفت: «آرون لیک سعی می کند این انتخابات را بخرد. و من می خواهم مناظره کند، چهره به چهره.» این نظریه مورد استقبال قرار گرفت و مطبوعات تا حد مرگ به طبل تبلیغات کوبیدند. تدی گفت: «تاری از مناظره فرار می کند.» ستاد انتخاباتی هم با او هم عقیده بود. همین اتهام را به لیک وارد می کردند، و لیک در جواب می گفت: «این من نیستم که فرار می کنم، این فرماندار است که از کنوانسیون میشیگان تا کنون خود را پنهان می کند.» سه هفته تمام این بازی «او از من فرار می کند» را ادامه دادند، و عاقبت ستاد انتخاباتی دو طرف ترتیب کارها را داد. لیک اکراه داشت، اما بالاخره مجبور بود تا آستانه محکمهای دیوانه وار و جنون آمیز پیش رود. گرچه هر هفته آرای بیشتری به دست می آورد اما باید در مقابل حریفی که مدت ها پیش از میدان به در شده بود، پیروزی خود را به اثبات می رساند. تعداد آرا و آمار دی? پک نشان می داد که عده زیادی از رأی دهندگان به او تمایل پیدا کرده اند، ولی بیشتر به این خاطر که چهره ای جدید و جذاب بود و می شد به او رأی داد. آماری که از نظر ناظران مستقل مخفی بود چنین حکایت می کرد زمینه های بی طرف و خنثی نیز بسیار وجود دارد. سئوال اول درباره سیاست یک سویه لیک مطرح می شد. افزایش هزینه های نظامی عده ای را به هیجان می آورد، ولی برای مدتی؛ گرچه نگرانی های دیگری هم بود، می خواستند بدانند نظر، یا سیاست لیک درباره مسایل و مشکلات دیگر کدام است؟ معاون رییس جمهور که او نیز از نامزدها بود، هنوز ? درصد از لیک جلوتر قدم بر می داشت، و این در ماه نوامبر اتفاق افتاد. رأی دهندگان که از معاون رییس جمهور خسته بودند عاقبت او را شناختند، اما لیک برای بسیاری از مردم به صورت رازی بزرگ باقی ماند. در ماه نوامبر آن دو مناظره هایی داشتند و

صفحه 253 از 424