نام کتاب: برادران
خانواده ای، عمویی، عمه ای، پسرعمویی، دوستی نداری که بتواند هزینه های قانونی را بپردازد؟» «نه، آقا. هزینه های قانونی دیگر چیست؟» هزینه های قانونی معمولا برای به جریان انداختن پرونده است، خرج دارد، فرجام خواهی هزینه هایی دارد.» «من مفلس مفلسم، آقا.» بیچ گفت: «شاید ما بتوانیم کمک کنیم.» به هر حال اسپایسر قرار نبود روی فرجام کار کند. حتی دبیرستان را هم تمام نکرده بود. باربر خطاب به بیچ گفت: «منظورت پروبونو است، ها؟» اسپایسر پرسید: «پرو چی؟ » پروبونو.» | یعنی چه؟» بیچ گفت: «یعنی کار مجانی.» کار مجانی. به وسیله چه کسی؟» باربر گفت: «به وسیله وکلای مدافع. هر وکیلی موظف است چند ساعت از وقت خود را صرف متهمانی بکند که پول ندارند، و نمی توانند وکیل بگیرند.» بیچ، برای این که بحث را خاتمه دهد، اضافه کرد: «این از قوانین قدیمی است، از قانون قدیمی انگلستان اقتباس شده، در همه دادگاه ها معمول است.» اسپایسر گفت: «اینجا تا حالا معمول نبوده، بوده؟» کاربر به حرف او اعتنایی نکرد، به باستر گفت: «ما پرونده ترا مطالعه می کنیم، ولی لطفا زیاد خوشبین نباش.» «متشکرم.» همه با هم برخاستند و کافه تریا را ترک کردند. سه قاضی جلو می رفتند، با آن ردای رنگ و رو رفته، و جوان بیچاره، هراسان به دنبالشان. ترسیده بود، اما کاملا گوش به زنگ و کنجکاو.

صفحه 234 از 424