نام کتاب: برادران
که حتی هزاران مأمور اف.بی.آی نیز نمی توانستند آنها را به ثبوت برسانند. دفاعیات هم به همین صورت بود، درشت و کر کننده و بی ادبانه. آقای ت.بون قسم نامه ای تنظیم کرده بود و سوگند خود را بارها تکرار کرده بود، تعدادی هم به عنوان شاهد زیر ورقه را امضا کرده بودند که نامشان فقط نزد برادران محفوظ مانده بود. همه آنها شاهد بودند که زورو وقتی با تلفن کوچکی مشغول صحبت بود، سعی داشت خود را به نحوی پنهان کند. جواب زورو هم خیلی عجیب و غریب بود، او نیز سوگندها یاد می کرد منتهی با زبانی که برادران قبلا نشنیده بودند. مشت کوبنده معلوم نبود از کجا فرود آمد. آقای ت. بون با حرکتی چاپلوسانه و مؤدبانه که تنها از وکلای دانشمند و فرهیخته بر می آمد مدارک خود را تقدیم داشت. این مدارک به شکلی، احتمالا قاچاقی تهیه شده بود و به دادگاه راه یافته بود. در کپی های سیاه و سفید نشان داده شده بود که چهل و چهار مکالمه با بخش جنوب شرقی آتلانتا انجام شده است. همه به پشتیبانی از او فریادهای وحشیانه برکشیدند. اکثر حاضران فریاد می کردند، اما این حمایت های برافروخته و آتشین، وقتی ت. کارل چکش پلاستیکی خود را روی میز کوبید، از بین رفت. ناگهان همه ساکت شدند. زورو به دردسر افتاده بود، معلوم بود کسی از او حمایت نمی کند و این تأمل و درنگ که در سخن گفتن داشت، او را می کشت. به او دستور دادند که فورا در عرض ?? ساعت تلفن را تحویل برادران بدهد، و مبلغ ??? دلار به عنوان حق مکالمه راه دور به آقای ت. بون بپردازد، و اگر در مدت تعیین شده حکم دادگاه را اجرا نکند، مراتب به رییس زندان ارجاع خواهد شد. برادران تقریبا دریافته بودند که زورو اکنون تلفن را که تملکش هم غیرقانونی بود، در اختیار داشت. برادران هم چنین حکم کردند که آن دو نفر همیشه باید فاصله ای ?? فوتی را حفظ کنند، حتی وقتی مشغول غذا خوردن هستند. ت. کارل چکش خود را دوباره فرود آورد و سر و صدای هراس انگیز را فرو نشاند. نوبت به پرونده دیگری رسیده بود؛ مشاجره ای درباره یک قمار کوچک. منتظر بودند تماشاگران خارج شوند. ت. کارل دوباره فریاد زد:

صفحه 227 از 424