پرونده سرقت تلفن همراه از چند ماه پیش موجب سرگرمی زندانیان ترامبل شده بود. آقای ت. بون بچه زبر و زرنگ و پرطاقتی از خیابانی در میامی که بیست سال بود به فروش قرصهای مخدر اشتغال داشت، به هر وسیله که بود یک تلفن همراه برای خود دست و پا کرده بود، حتما از راه غیرقانونی. این نوع تلفن ها در ترامبل به کلی ممنوع بود. شیوه به دست آوردن آن هم باعث شایعات داغی شده بود، داغ تر از عادت های جنسیت. کارل. معدود کسانی که تلفن را دیده بودند، می گفتند اندازه یک کرونومتر است. آقای ت.بون را دیده بودند که در سایه درختان کمین کرده بود، دولا شده بود، سرش را روی سینه خم کرده بود، پشت به دنیا نشسته بود و من من کنان توی تلفن حرف می زد. شکی نبود که هنوز داشت عملیات خیابانی میامی را رهبری می کرد.
مدتی بعد تلفن ناپدید شد. آقای ت. بون آشکارا تهدید کرد که سارق را خواهد گشت، وقتی دید این رویه خشن نتیجه ای نمی دهد، به آورنده هزار دلار جایزه نقدی پیشنهاد کرد. به زودی یکی دیگر از دلالان قرص که زورو نام داشت، مورد سوء ظنی شدید قرار گرفت. این شخص اهل آتلانتا بود و در یکی از محله ها برای خودش بر و بیایی داشت، و می گفتند به اندازه آقای ت. بون خشن و بی رحم است. خیلی احتمال می رفت قتلى اتفاق بیفتد، بنابراین نگهبانان و مأموران انتظامات دخالت کردند و به هر دو تذکرات سخت دادند که اگر تعرض بکنند و بر علیه هم کوچکترین خیالی داشته باشند، فورا به جای