نام کتاب: برادران
می کردند. ایشان دارای رأی بسیار نیز بودند. الیک دوستان قدیم را تا این حد خوشحال ندیده بود. س ت ت نامه به وسیله زنی به نام بروس، یکی از سه تن جاعلان بزرگ سی.آی.ا. در بخش اسناد آماده شد. در آزمایشگاه کوچک او نامه هایی از قول ریکی نوشته می شد. آنچه لازم بود، از جمله نمونه های خط را در اختیار داشت. خانم بروس نمی دانست ریکی چه جور آدمی است، اما شک نداشت که این نامه ها به خط او نیست. نمونه های اخیر نشان می داد که نویسنده بارها تمرین کرده است. مجموعه لغاتی که در نامه ها مصرف شده بود چندان غنی نبود، اما حدس می زد که عمدا سعی می کند از لغات محدودی استفاده کند. ساختمان جملات ایراد داشت. بروس حدس می زد نویسنده نامه مرد جا افتاده ای است که سنش میان ?? و ?? است، و دست کم کالج را به پایان رسانده است. اما پرداختن به این مسایل کار او نبود، با همان قلم و کاغذ یادداشت کوچک و مناسبی از قول ریکی برای آل نوشت. متن نامه را شخص دیگری فراهم کرده بود، که او نمی دانست کیست. اهمیتی هم نمی داد. نامه چنین بود: «هی، آل، کجایی؟ چرا نامه نمی نویسی؟ مرا فراموش مکن.» نامه مختصری بود که شگفتی هایی هم داشت. از آنجا که ریکی به تلفن دسترسی نداشت، از قعر کلینیک درمانی پیام کوتاهی روی نوار کاست ضبط کرد و برای آل فرستاد. بروس متن را به پایان رساند و بعد یکساعت روی پاکت کار کرد. نشان پستخانه نپتون بیچ? فلوریدا را روی آن گذاشت. پاکت را باز گذاشت. کار او باید به آزمایشگاه دیگر می رفت و بازرسی می شد. نوار توسط مأمور جوانی ضبط شد که در دانشگاه نورث وسترن در رشته نمایش تحصیل کرده بود. با صدایی ملایم و بدون توقف، گفت: «هی، آل، من ریکی هستم، حتما از شنیدن صدایم تعجب میکنی. اجازه نمیدهند از اینجا تلفن کنیم، نمی دانم چرا، اما فرستادن و دریافت نوار اشکالی ندارد، باز

صفحه 221 از 424