نام کتاب: برادران
و مسابقه سناتورها و نمایندگان کنگره بود. آیلین گفت: «این ها مثل مورچه دنبال هم راه افتاده اند و بعد با نشاط خاصی افزود: «چه مفرح است، چند میلیون دلار چه کارها که نمیکند.» داستانی هم تعریف می کرد از یک کاندیدای محلی در شمال کالیفرنیا، کهنه کاری کار آزموده، با بیست سال سابقه مبارزات سیاسی که لیک را می شناخت و از او نفرت داشت، و با چهل درصد رأی بیشتر به مبارزه با این نامزد ناشناس شتافت. یکسال بعد سر از دی? پک در آورد و روحش را به آرون لیک تسلیم کرد. «حالا استاد او را توی مشتمان داریم، کاملا. سخنرانی هایش را می نویسیم، برایش رأی می خریم، کارهای مطبوعاتی و تلویزیونی اش را انجام می دهیم، حتی کارمندان جدید هم برایش استخدام کرده ایم. تقریبا برای هر کرسی ? میلیون داده ایم. مأمور ما در تکاپوست، و مأموران دیگر، پول می گیرند و حمایت می کنند. و هنوز هفت ماه دیگر وقت داریم.» رویهمرفته، تاینر و دیپک مجموعا ?? کرسی کنگره، و ?? کرسی سنا را کنترل می کردند. تلاش می کرد موجودی را به ?? میلیون برساند و در نوامبر تا سنت آخرش را خرج کند. سومین نقطه تمرکزش این بود که نبض مملکت را در دست بگیرد. دی? پک پیوسته در فعالیت بود، دائما آمار می گرفت، رأی جمع می کرد، هر روز، پانزده ساعت در روز. در پنسیلوانیای غربی اگر کار با مشکلی مواجه می شد، دی? پک حتما می دانست. اگر اسپانیایی زبانان در هوستن از سیاست های تازه در امور رفاهی خوشحال بودند، دی? پک خبردار می شد. اگر زنان شیکاگو از برنامه های تبلیغاتی لیک راضی بودند، یا نبودند، دی? پک درصد ناراضیان و موافقان را می دانست. آیلین گفت: «ما همه چیز را می دانیم، مثل آن برادر بزرگ هستیم، همیشه مواظبیم.» خرید رأی روزی ?????? دلار خرج داشت. هیچ کس به این پول دست نمی زد. به دلایل بسیار مهم لیک در تکزاس ? درصد از تاری جلو بود، حتی در فلوریدا، ایالتی که باید به آنجا هم سفر می کرد. و در ایندیانا، زادگاه تاری دوش .. اشاره به داستان ????، اثر جرج اور? ول.

صفحه 219 از 424