پیوسته بودند. خبرنگاری از روزنامه پست در کار و زندگی گذشته لیک کنجکاوی کرده بود. بدون زحمت زیاد به ماجرای گرین. تری رسیده بود، یک پروژه آبادانی و توسعه زمین، مربوط به بیست و دو سال پیش. لیک و شریکش در گرین تری ورشکست شده بودند، قانونا ??????? دلار به سرمایه گذاران بدهکار بودند. شریک متهم شده بود که توطئه چیده و خود را به طور ساختگی ورشکست معرفی کرده است. اما هیأت منصفه اتهامات را وارد ندانست، و متهم آزاد شد. هیچ کس دستش به لیک نرسید، اتهامی علیه او وجود نداشت، بعد از آن واقعه مردم آریزونا هفت بار او را به نمایندگی انتخاب کرده بودند. .
لیک گفت: «البته من حاضرم به هر سئوالی که درباره گرین تری داشته باشید جواب بدهم. این فقط یک معامله بد بود.»
رییس روابط عمومی گفت: «مطبوعات دنبال اهرم فشار هستند. چون شما چهره جدیدی هستید و هرگز مورد رسیدگی دقیق قرار نگرفته اید. حالا زمان آن است که این روزنامه ها دنبال اینجور چیزها بگردند.» الیک گفت: «این کار مدتی است که شروع شده، تقریبا استخوان های مرا
خرد کرده اند.»
برای صرف شام زود هنگام، او را به رستوران مورتیمر بردند، رستورانی مجلل در جنوب پنسیلوانیا. آیلین تاینر وكیل عامل دی? پک مهماندار بود. وقتی داشتند میوه و پنیر محلی می خوردند آیلین حساب و کتاب جاری ستاد انتخاباتی جدید را در مقابلش گذاشت. ?? میلیون دلار پول نقد، بدهی، صفر؛ پول مرتب با گردش ساعت می رسید، از همه طرف، از همه جای دنیا.
خرج کردن این پول ها هم خود دردسر شده بود. این پول اغلب به صورت برات و حواله می آمد. یعنی نمی توانست مستقیما در ستاد انتخاباتی لیک وارد شود. باید جای دیگری وصول می شد. تاینر چند هدف داشت. اول تهیه برنامه های تبلیغاتی، که از نظر اصول با آنچه تدی تهیه می کرد هماهنگ بود و آن را کامل می کرد. دی? پک در نظر داشت ساعات آخر شب تلویزیون را برای فصل پاییز خریداری کند. دومی که به مراتب مهم تر و نشاط انگیزتر بود، رقابت