? ساعت پس از اعلام پیروزی در کالیفرنیا لیک از خواب برخاست و برای شرکت در چند مصاحبه زنده و پرشور و جنجالی آماده شد. ?? مصاحبه در دو ساعت. بعد به واشنگتن پرواز کرد.
مستقیما به ستاد جدید انتخاباتی خود رفت، واقع در طبقه اول ساختمانی بزرگ که به اندازه یک پرتاب سنگ از کاخ سفید فاصله داشت. از کارگرانی که به کمکش آمده بودند، تشکر کرد، که تقریبا هیچ یک از آنها داوطلب این کمکها نبودند. طرفدارانش را به جنبش در می آورد، دست آنها را می فشرد و در همانحال از خود می پرسید: «این مردم از کجا آمده اند؟»
بارها گفت ما باید برنده باشیم. و همه باور می کردند، چرا نکنند؟ مدت یکساعت با مدیرانش مشورت کرد. ?? میلیون پول داشت. بدهی نداشت. فرماندار تاری کمتر از یک میلیون داشت. و هنوز مشغول شمردن بدهی هایش بود. در واقع کمکهای فدرال را نیز از دست داده بود زیرا بدهی ستاد انتخاباتی سر به جهنم می زد. هر چه پول داشت به سرعت ناپدید شده بود. سازمانها کمک خود را متوقف کرده بودند. لیک تمام پولها را جمع کرده بود. نام سه تن به عنوان معاون احتمالی رییس جمهور بر سر زبانها بود. با اشتیاق همه از این سه تن حرف می زدند. این نمایش ها در عین حال نشاط انگیز هم بود، زیرا مفهومش این بود که شخص مورد نظر انتخاب شده است. نامزد مورد نظر لیک، سناتور نانس از میشیگان سوء ظن هایی را بر می انگیخت. زیرا در