مردان بدون آن که دست بدهند، یا تعارفات معمول را به جای آورند، رفتند. دیگر چیزی برای گفتن نبود. |
در فرودگاه محلی هواپیمای خصوصی آماده بود، راه درازی در پیش داشتند. سه ساعت بعد از ترک کوینس، چپ و وس در لانگلی گزارش دادند. مأموریتشان کاملا موفق بود. خلاصه وضعیت حساب بانک جنووا تراست را با رشوه ای به مبلغ
?? , ??? دلار از یک مقام بانکی اهل باهاما، که قبلا نیز برایشان کار کرده بود، گرفتند. شرکت بومر رئالتی اندوخته ای معادل ???
, ??? دلار داشت. وکیل آن شرکت ?????? دلار. این گزارش، شامل نقل و انتقالات هم بود. پولهایی حواله شده بود، پول هایی برداشت شده بود. مأموران دو? ویل ناامیدانه سعی داشتند منشاء اصلی تلگراف ها را پیدا کنند. می دانستند آقای گاربی حواله ای را به بانک دس? موینس ارجاع کرده، و یک صد هزار دلار دیگر نیز از بانکی در دالاس حواله شده است. به هر حال توفیق زیادی به دست نیاوردند.
وقتی تدی، دو? ویل را به غار خود فرا خواند، هنوز داشتند میگشتند. یورک نیز همراهش بود. میز پر بود از نسخه های متعدد پرونده گاربی و گزارش مالی حساب های بانک باهاما
دو? ویل رییس خود را تا آن حد مغموم ندیده بود. یورک هم چیزی برای گفتن نداشت. او مسئول مستقیم سفت کردن پیچ های لیک بود، اگرچه تدی فقط خود را سرزنش می کرد.
تدی با صدایی آرام گفت: «آخرین خبر؟» |
دو? ویل تا وقتی در آن اتاق تاریک حضور داشت، هم چنان سرپا ایستاد. گفت: «هنوز داریم رد پول را می گیریم. با مجله «همه چیز از همه جا» هم تماس گرفته ایم. در نیوهاون منتشر می شود. تشکیلات مفصلی ندارد. مطمئن نیستم چیزی از آن دستگیرمان شود. ارتباط ما اکنون در باهاما کاملا برقرار است، اگر تلگرافی، حوالهای، تلفنی یا پیامی برسد، می فهمیم. در حال حاضر گروهی آماده شده اند تا دفتر لیک را در کاپیتول هیل جستجو کنند، ولی طول می کشد. چندان خوشبین نیستم. بیست نفر هم در جکسون ویل مشغولند.»