ریکی عزیز! از نامه ات خوشوقت شدم. باید بگویم که اول برای تو احساس تأسف کردم، اما فکر می کنم که حالا دیگر به کلینیک کاملا عادت کرده ای، و میدانی که کجا می روی. من هیچ وقت مشکل مواد مخدر، قرص یا الكل نداشتم، بنابراین درک موقعیت تو برایم مشکل است. به نظر می رسد که تو آلان تحت بهترین نوع درمان که با پول می شود خرید، قرار داری. نباید به عمویت فشار بیاوری و او را مقصر بدانی. فکر کن اگر او نبود چه بلایی سرت می آمد.
درباره من سئوالهای زیادی کرده ای. من دلم نمی خواهد درباره مسایل خصوصی زیاد صحبت کنم، اما کنجکاوی ترا به خوبی می فهمم. سی سال با همسرم زندگی کردم، ولی حالا دیگر مجرد هستم. در دی. سی زندگی میکنم، کارمند دولت هستم. کارم زیاد خسته کننده است.
تنها زندگی می کنم. دوستان زیادی ندارم، اینطور بهتر است. سفرهای من اغلب در قاره آسیا انجام می شود. توکیو را خیلی دوست دارم. قول می دهم که در آینده ترا فراموش نکنم.
آل کوی? نرز . به جای امضا، درست بالای نام خود کلمه «آل» را خیلی بد خط با قلم سیاه نوشته بود.
این نامه به سه دلیل چندان قابل استفاده نبود. اول این که کوی? نرز زن نداشت، یا دست کم اینطور ادعا می کرد. برای اخاذی وجود همسر حیاتی بود، مدارک و نسخه نامه های دوست مکاتبه ای، دوستی که عادت های غیراخلاقی داشت باید برای همسران فرستاده می شد. همسران در گرفتن پول و اخاذی از شوهران رل مهمی داشتند.
دوم این که آل کارمند دولت بود، پس پول زیادی نداشت. و سوم، آل ترسیده بود. به همین دلیل وقت زیادی صرف این چیزها