نام کتاب: برادران
ریکی عزیز! سلام. اسم من آل کوی-نرز است. پنجاه و چند سال دارم. به جاز علاقمندم، فیلم های قدیمی را دوست دارم، از همفری بوگارت خوشم می آید. از خواندن شرح حال مردم لذت می برم. سیگار نمیکشم، از کسانی که سیگار می کشند بدم می آید. از طعم غذای چینی دهانم واقعا آب می افتد. کمی شراب می نوشم، وسترن های سیاه و سفید تماشا می کنم، با دوستان. برایم نامه بنویس. آل کوی? نرز نامه روی کاغذ سفیدی ماشین شده بود. اولین نامه ها معمولا همینطور بود از خلال هر کلمه و هر سطر ترسی مشاهده می شد. ترس از گیر افتادن، ترس از شروع ارتباطی دور دست با یک آدم کاملا غریبه. نامه به طور کامل با ماشین تحریر نوشته شده بود. حتی امضاء هم نکرده بود. اولین جواب ریکی چیز خاصی نبود. شکل معمولی داشت، از همان نامه هایی که هاتلی بیش از صد بار نوشته بود: ریکی ?? ساله، در کلینیک، خانواده بد، عموی پولدار، و از این قبیل. و بعد چند سئوال از روی کنجکاوی: چکار میکنی، شغلت چیست؟ خانواده ات چه می کنند؟ مسافرت را دوست داری؟ اگر ریکی درباره خودش اطلاعات می داد، در مقابل اطلاعات هم می خواست. بیچ ? ماه بود که همین مدل را انتخاب کرده بود و عمل میکرد. حتی می خواست نمونه ای بنویسد و زیراکس کند. ولی مجبور بود نامه ها را به نام اشخاص بنویسد، روی کاغذهای خوب و زیبا برای آل هم از همان عکس هایی که برای دیگران فرستاده بود، ارسال داشت. عکس طعمه ای بود که تقریبا همه را به قلاب می انداخت. سه هفته گذشت. در ? ژانویه تریور دومین نامه آل کوی? نرز را تحویل داد. مثل نامه اول همانطور تمیز و ضدعفونی بود، احتمالا با دستکش لاستیکی ماشین شده بود.

صفحه 176 از 424