هاتلی بیچ وقتی پاکت قهوه ای رنگ را گشود چیزی که در گوشه راست آن قرار داشت، آسیب دید اما بیچ اصلا متوجه نشد. این روزها پاکت های زیادی را باز کرده بود. فقط به آدرس فرستنده نگاه کرد. مهر اداره پست تامپا نیز توجهش را جلب نکرد.
در این چند هفته اخیر، خبری از آل کوی? نرز نشده بود. نامه را بدون توقف از سر تا ته خواند. اینکه آل در نوشتن آن نامه از کامپیوتر جدید استفاده کرده بود، اهمیت زیادی نداشت؛ توجه نکرد. کاملا منطقی بود که دوست مکاتبه ای ریکی در ارتفاع سی هزار پایی روی سر نامه مخصوص هتل رویال سونستا در نیواورلئان، آن را نوشته باشد. هاتلی بیچ از خودش پرسید: آیا با درجه یک پرواز کرده؟ احتمال دارد. اما آیا در قسمت درجه یک تجهیزات چاپ نامه هم وجود داشت؟ شاید نداشت. آل برای کار به نیواورلئان بود و در هتل بزرگی اقامت کرده بود و با بلیت درجه یک به سوی مقصد بعدی رفته بود. این اشکالی نداشت. تنها چیزی که برای برادران مهم بود وضع مالی دوستان مکاتبه ای بود. مسایل دیگر اهمیتی نداشت.
وقتی نامه را خواند، به فین یاربر داد. فین مشغول نوشتن نامه جدیدی از جانب پرسی بیچاره بود. طبق معمول در اتاق کوچک کتابخانه نشسته بودند، میز پر از نامه و کارپستال های ظریف و رنگارنگ بود. اسپایسر بیرون از اتاق پشت میزی نشسته بود، به نگهبانی اشتغال داشت و آنچه را می گذشت زیر نظر گرفته بود.
فین پرسید: «این کوی? نرز کیست؟»
بیچ پرونده ای را جستجو می کرد. برای هر یک از دوستان مکاتبه ای پرونده ای درست کرده بودند. نامه های رسیده و کپی جواب های ارسالی را نگه می داشتند و به دقت بایگانی می کردند.
بیچ گفت: «چیز زیادی درباره او نمی دانم. در واشنگتن زندگی میکند، واشنگتن دی، سی. اسم مستعار است، مطمئنم. از سرویس میل باکس استفاده می کند. به نظرم این سومین نامه او باشد.»
از پرونده کوی. نرز دو نامه بیرون کشید، یکی به تاریخ ?? دسامبر بود.