نام کتاب: برادران
در خواب بودند کشت. خوشبختانه آن بیچاره ها نفهمیدند چه رخ داده است. تلویزیون تونس فورا به سراغ بیمارستان آسیب دیده رفت. شعله های آتش را نشان می داد. با طلوع صبح در ساحل شرقی همه فهمیدند که بمب های باهوش، چندان هم باهوش نبودند. حداقل پنجاه جسد کشف شد. همه غیرنظامیان بی گناه بودند. نزدیکی های صبح رییس جمهور طی مصاحبه ای مخالفت خود را از عملکرد خبرنگاران ابراز کرد و تنفر خود را بیان داشت و از هرچه انتقاد بود، دریغ نکرد. معاون رییس جمهور، مردی که در شروع حمله کاری جز پرحرفی نداشت، با کارمندان خود، جایی در واشنگتن انزوا گزیده، پنهان شده بود. جسدها پیدا شدند، همه را بیرون کشیدند، دوربین ها مشغول کار بودند. هنوز روز به نیمه نرسیده بود که واکنش جهان انتشار یافت. این واکنش به اتفاق، تند، گزنده و بی رحمانه بود. چینی ها تهدید به جنگ کردند، فرانسویان بدشان نمی آمد طرف چینی ها را بگیرند. حتی انگلیس ها گفتند ایالات متحده از کشتار خود خوشحال است، ماشه کش ماهری است. قربانیان و کشته شدگان فقط دهقانان تونسی بودند، و سیاستمداران آمریکایی، و نه ملت آمریکا، سعی کردند این هجوم ناگهانی را سیاسی کنند. اشارات انگشت، و اتهامات و فراخوانی ها برای بازگویی، قبل از ظهر در واشنگتن اتفاق افتاد. در عرصه مبارزات انتخاباتی، آنان که در مسابقه باقی مانده بودند، فقط چند لحظه صحبت کردند و گفتند چه بد شد که این مأموریت با شکست مواجه شد. هیچ یک از آنها مایل نبودند خود را در مسئله ای که ناشی از عملکرد غلط سازمان های اطلاعاتی بود گرفتار کند؛ هیچ کس، جز معاون رییس جمهور، که هنوز مخفیانه، در انزوا بود. وقتی تعداد کشته شدگان اعلام شد حتی یکنفر از کاندیداها فکر نمی کرد که این حمله ارزش خطر کردن را داشته است. همه رییس جمهور را محکوم کردند. اما این آرون لیک بود که توجه بسیار برانگیخت. در مقابل دوربین کنترل خود را مشکل می یافت، چنانکه می خواست به فیلمبرداران حمله کند. در یک سخنرانی بسیار محکم، بدون یادداشت گفت: «ما وامانده ایم. دست و پا

صفحه 173 از 424