نام کتاب: برادران
صندوق های مخفی و نامه هایی از مردان دیگر، درباره آفتاب سوختگی و لاغری کمر.» نمی خواهی به او بگویی؟»| هنوز نه.» نمونه خط آقای کوی نرز را نداشتند. بنابراین دو? ویل پیشنهادی کرد که تدی پسندید، حقه ای با کامپیوتر. پیش نویس نامه را دو? ویل و یورک تهیه کردند و یک ساعت بعد چهارمین پیش نویس برای اقدام آماده بود: ریکی عزیز! نامه ات را دریافت کردم، به تاریخ بیست و دوم. ببخش که نتوانستم زودتر جواب بدهم. اخیرا خیلی مسافرت می کنم. خیلی کار دارم. در واقع حالا هم این نامه را دارم از ارتفاع ?? هزار پایی می نویسم، جایی روی خلیج، در راه تامپا. از کامپیوتر جدیدم استفاده می کنم، آنقدر کوچک است که در جیب جا می گیرد. تکنولوژی جالبی است. به پرینتر هم وصل می شود. امیدوارم راحت بخوانی. . خبر آزادیت خوشحالم کرد و همینطور خانه بالتیمور. من در آن شهر کارهایی دارم. مطمئنم می توانم کمک کنم و کاری برایت بیابم. سرت را بالا نگه دار، دو ماه که بیشتر نمانده. تو حالا آدم دیگری شده ای، قوی تر از گذشته، آماده ای که زندگی کنی، با تمام قدرت. شهامتت را حفظ کن. هر طور که ممکن باشد کمکت می کنم. وقتی به بالتیمور آمدی، خوشحال می شوم ترا ببینم، همه جا را نشانت می دهم. خودت میدانی. قول می دهم زودتر نامه بنویسم. منتظر جوابت هستم. دوستدارت، آل نامه امضایی نداشت. گفتند آل عجله داشته و یادش رفته، اینطور بهتر بود.

صفحه 165 از 424