از مأمور دم در گرفته بود. کارگران اداره پست بی رحم بودند، اصلا کمکی نکردند. در روز اول سیم دو اینچی کلفتی را در شکاف صندوق فرو کرد. این کار توجه کسی را برنمی انگیخت، اما اگر صندوق باز می شد، ند می فهمید.
نامه ای در آنجا داشت، پاکتی به رنگ قرمز روشن؛ سه روز پیش آن را همراه با یک چک ???? دلاری از سینسیناتی پست کرده بود و سپس با عجله به جنوب آمده بود. چک را برای پرسی حواله کرده بود، تا بتواند وسایل نقاشی بخرد.
در نامه قبلی خود نوشته بود یک وقتی در گرینویچ ویلیج گالری نقاشی مرتب و تر و تمیزی داشته است. اما دروغ بود. او را با نقاشی چه کار؟ فقط آنچه که پرسی می نوشت، دو برابر می کرد و به خود نسبت می داد. اند از همان اول ظنین شده بود. قبل از جواب به درخواست و التماس او می خواست از وجود لورل ریج مطمئن شود. اینجا احتمالا تشکیلاتی بود که پرسی را حمایت می کرد. و حتما تلفن هم داشت، اما هرچه کرد نتوانست پیدا کند، حتی در اداره پست هم اقداماتی کرد که شاید تلفن را به چنگ آورد، اما نشد. آدرس خیابانی هم وجود نداشت. پرسی در نامه اول توضیح داده بود که این محل کاملا سری است. جایی است که کارش ترک اعتیاد مواد مخدر است و تعداد بیمار با نفوذ دارد که همه از مقامات دولتی بانفوذ هستند که هر یک به نوعی گرفتاراعتیادند. این پسر واقعا چه قلم خوبی داشت، چه خوب می نوشت.
و چه صورت جذابی. علت مکاتبه ند هم این بود. هر روز عکس او را نگاه می کرد و مدت ها به تحسین آن می پرداخت.
وقتی پرسی تقاضای پول کرد، ند در حیرت فرو رفت، و چون موی دماغش شده بود تصمیم گرفت سری به جکسون ویل بزند.|
از محلی که اتومبیلش را پارک کرده بود، همه چیز را می دید، پشت به خیابان در پناه چرخ، به اتومبیل تکیه می داد و ساختمان پست را تحت نظر می گرفت. دیوار و ردیف صندوق ها کاملا در دیدش قرار داشت. مشتریانی را که می آمدند و می رفتند به دقت ورانداز میکرد. فاصله دور بود اما چه باک. دوربین کوچک تاشویی همراه داشت که مشکل را حل می کرد. هر رهگذری را