نام کتاب: برادران
سوءظن. ستاد انتخاباتی لیک، به خاطر این پیش بینی کوچک ممکن مورد سوءظن قرار گیرد. اما ظهر فردا دوباره شروع می شد؛ با قدرت تمام، چون سیلاب. محبوبیت لیک به عنوان نامزد ریاست جمهوری در حال افزایش بود. آنان که از انتخابات مقدماتی آریزونا و میشیگان با افتخار و موفقیت بیرون آمده بودند نسبت به هفته پیش عقب افتادند. اولین گزارش قاهره از خبرنگاری بود که با عجله به سنگر سربازان باز می گشت. افراد مسلح چنان به او نگاه می کردند که گویی اگر یکقدم پیش میگذاشت به تیرش می بستند. صدای آژیر شنیده می شد، از همه طرف. چراغ های گردان، می چرخیدند. اما خبرنگار اطلاع زیادی نداشت. بمب بزرگی در طبقه پایین سفارتخانه منفجر شده بود؛ در ساعت ده و بیست دقیقه، در حالی که مهمانی مفصلی جریان داشت. هیچ کس نمی توانست بگوید کار کیست. خبرنگار هم عقیده شخصی نداشت، اما گفت: خیلی ها می توانند از این کارها بکنند. ارتش محله را اشغال کرده بود. پروازهای هوایی بر فراز شهر لغو شده بود، هلیکوپترها نمی توانستند پرواز کنند، بنابراین تصویر هوایی وجود نداشت. تا آن هنگام هیچ کس مسئولیت انفجار را بر عهده نگرفته بود. اما خبرنگار نیز به دلائل فراوان، مثل همیشه، می توانست نام سه گروه رادیکال را ذکر کند. در سراسر جهان هرگاه اتفاقی از این دست می افتاد، فورا نگاه های پرواز سوءظن به سوی این سه گروه برمی گشت. با لحن مؤکدی میگفت: «شاید کار یکی از اینها باشد، شاید هم کس دیگر. از آنجا که اجازه فیلمبرداری نمی دادند و دوربین نمی توانست محل انفجار و قربانیان و مجروحان خون آلود را نشان دهد، ناچار روی خبرنگار قفل شده بود. خبرنگار بیچاره هم که چیزی برای گفتن نداشت، ناچار به مسئله خاورمیانه اشاره کرد و طی گزارش ادیبانه ای گفت که این منطقه اکنون بسیار خطرناک شده، و حوادثی در جریان است، و برای ثبت این حوادث در محل حاضر شده است؟ الافكین حدود ساعت 8 صبح به وقت واشنگتن تماس گرفت و به تدی

صفحه 123 از 424