نام کتاب: برادران
هم می پردازیم.» «چقدر لطف دارید شما!» . همیشه هم به این آسانی نبود. اما دی? پک در ده روز اول حیات خود موفق شد ? نظر موافق را خریداری کند. همه از مردان گمنام کنگره بودند که با لیک همکاری کرده بودند و به قدر کافی به او علاقمند بودند. استراتژی این بود که هفته ای یک یا دو نفر از آنها را مقابل دوربین تلویزیون بنشانند، قبل از ? مارس، سه شنبه بزرگ. هرچه بیشتر، بهتر. با این وجود در میان ایشان کسانی هم بودند که قبلا حمایت خود را از دیگران اعلام کرده بودند. . تاینر با عجله و نیروی فراوان به کار مشغول بود، پیش می تاخت. گاهی مجبور می شد سه بار در روز با سیاستمداران ملاقات های سنگین داشته باشد، و دی? پک گزارش می داد که همه موفقیت آمیز است. همه جا تبلیغ می کرد که میهمانش به شهر وارد شده، پول فراوان دارد، و از آن اسب سیاهی حمایت می کند که به زودی عرصه مبارزه را خواهد شکست. در شهری که صنعت حرف اول را می زد، تاینر برای پخش شایعات مشکلی نداشت. بعد از ده ماه همسر فین یاربر، بدون خبر، برای ملاقات شوهرش به زندان ترامبل آمد. صندل چرمی رنگ و رو رفته، دامنی از مد افتاده و کهنه، پیراهنی شل و وارفته و بی آستین داشت. مثل هیپی ها هرچه پیدا کرده بود به خود بسته بود، انواع دستبندها و گردنبندها و انگشترها. موی زیر بغلش معلوم بود و کاملا به یکی از آن فراریان و پناهندگان دهه ?? شباهت داشت که واقعا هم بود. فین وقتی شنید همسرش انتظار دیدارش را دارد، به خود لرزید. نام زن کارمن توپولسکی? یوکوبی بود، نام دهان پرکن که همیشه در دوران زندگیش مانند اسلحه از آن استفاده می کرد. یک فمینیست رادیکال بود که در اوکلند به وکالت اشتغال داشت. تخصص او در دفاع از زنان همجنس باز و سوءاستفاده و آزار جنسی توسط کارفرمایان بود. به این ترتیب همیشه از زن خشمگینی دفاع می کرد که بر سر کارفرمای فاسد خود فریاد کشیده بود. کار

صفحه 112 از 424