نام کتاب: برادران
اجتماعی بود، ولی در مورد ارتش نوین، بسیار جدی فکر می کرد. ثبات خاورمیانه به قدرت ایالات متحده بستگی داشت، دست کم میتزگر اینطور فکر میکرد. یکروز صبح در ناحیه ویلارد - واشنگتن آپارتمانی اجاره کرد و همان روز، نزدیک ظهر، یک طبقه کامل در یکی از ساختمان های اداری واقع در دولس گرفت. کارمندانش همه اهل شیکاگو بودند، دقیق و مرتب؛ صبح زود کار خود را آغاز می کردند و تا آخر شب ادامه می دادند. آن دفتر عریض و طویل، با چهل هزار فوت مربع مساحت، مثل ساعت کار می کرد. میتزگر صبحانه را هر روز ساعت ? می خورد، با آیلین تاینر، وکیل و بالانشین یکی از مهمترین غولهای تجارتی واشنگتن، شرکتی بزرگ و قدرتمند را اداره می کرد. این شرکت را آیلین با اراده آهنین خود به وجود آورده بود و اینک مشتریان نفتی گردن کلفتی داشت. سر صبحانه، وقتی مشغول خوردن تخم مرغ عسلی و آب میوه بودند تاینر موافقت کرد ??? , ??? دلار بپردازد. ?? ساله بود و مانند رؤسای قدرتمند به موضوع علاقمند شده بود. اما این پرداخت شرطهایی هم داشت. شرکا جمع می شدند، در محل دی? پک، با مشتریان تازه خود آشنا می شدند و بعد یکی از شرکا پول را می پرداخت. دی? پک کاری نمی کرد، کارش فقط جمع آوری پول بود. در این تشکیلات بخش نادیده ای هم وجود داشت که وظیفه اش تحلیل موقعیت سیاسی لیک میان سیاستمداران بود. با تمهیدات ملایمی سعی داشت به آنها نزدیک شود و طوماری در حمایت از کاندیدای جدید را به امضای سناتورها، نمایندگان کنگره و حتی فرمانداران برساند. کار آسانی نبود، بسیاری از این اشخاص قبلا هواداری خود را از کاندیداهای دیگر اعلام داشته بودند. و باز هم بخشی دیگر از وظیفه اش تحقیق درباره تمام آن چیزهایی که آرون لیک باید می دانست، یا می خواست بداند، بود: ذخایر نظامی، انبار اسلحه، ارزش آنها، مسائل پیش پا افتاده، افکار موجود، سلاح آینده، اختراعات نظامی روسها و چینی ها. تاینر خودش قرار بود مسئولیت جمع آوری پول را از دولت های خارجی برعهده بگیرد، کاری که در آن به خوبی تخصص داشت، روابط نزدیکی با

صفحه 109 از 424