نام کتاب: برادران
در تمام عمرش رنگ آن همه پول را ندیده بود، ?????? دلار درآمد. در این اواخر مبالغ زیادی، حدود ?????? دلار پول تعمیر اتومبیل داده بود، ? , ??? دلار هم در دو ماه گذشته از مشتریانش گرفته بود و همه را تا سنت آخر تلف کرده بود. جن در مورد حساب ساحل شرقی، جزایر باهاما، چیزی نمی دانست، از اخاذی خبر نداشت. بنابراین تریور ناچار بود یک ساعت صبر کند. چند تلفن بی فایده کرد. سعی کرد خود را به شکلی سرگرم کند. بعد گفت باید برای انجام یک کار خیلی مهم به جکسون ویل برود. به زندان ترامبل نیز باید سر می زد. جن اهمیتی نمی داد. تریور همیشه بهانه ای می آورد و ناپدید می شد، و جن مجله می خواند و خود را سرگرم میکرد. .. تریور فورا به فرودگاه و در پرواز نیم ساعته به فورت لاوندردیل دو لیون آبجو نوشید، و بعد آبجوی بیشتر در پرواز به ناسائو. بعد از فرود در ناسائو، یک تاکسی گرفت و در صندلی عقب چپید، کادیلاک مدل ????، طلایی رنگ که کولر هم نداشت، با راننده ای که تقریبا مست بود. هوا داغ و مرطوب بود و ترافیک گره خورده و شلوغ. وقتی تریور مقابل ساختمان بانک جنوروا تراست، پیاده شد پیراهنش کاملا خیس بود. در بانک آقای بری? شیرز فورا به استقبالش آمد و با لبخند او را به دفتر خود راهنمایی کرد. کاغذی به تریور داد که تمام جزییات در آن درج شده بود. حوالهای تلگرافی بود به مبلغ یکصد هزار دلار از فرست آیوا بانک در دس? موی نس فرستنده یک عنوان ناشناس به نام شرکت سرمایه گذاری سی.ام.تی بود؛ گیرنده شرکت بومر رئالتی با مسئولیت محدود. بومر نام سگ محبوب جوروی اسپایسر بود. تریور اسناد مربوط را امضا کرد، مبلغ ?????? دلار به حساب جداگانه ای نزد بانک جنووا تراست باقی گذاشت؛ این پولی بود که باید از منشی او مخفی می ماند، و همینطور از مأموران مالیات. ???? دلار بقیه هم در پاکت کلفتی نقدا پرداخت شد و در اعماق جیب شلوار خاکی رنگش فرو رفت. دست ظریف و کوچک بری? شیرز را فشرد و با عجله از بانک بیرون رفت. وسوسه ای

صفحه 100 از 424