عاقل اندر سفیه ای به من گفت: «وقتی به سن من رسیدی یاد میگیری که یک نوشیدنی خوب را با یک مایع گازدار رقیقش نکنی.»
« اینجا نیامده ام که نوشیدن یاد بگیرم.»
دقیقا برای چه آمدی؟ پول؟» «نه. اموراتم می گذرد. اما فقط می گذرد.»
و دوستمان - میدانی کی را میگویم . الان اسم خودش را چه گذاشته؟ برای لیزا خیلی ناراحت است؟» |
در حال حاضر اسمش را کارور گذاشته، و هنوز از موضوع لیزا خبر ندارد. در جایی در پا
پاناما؟ پس این بار واقعا از دسترس خارج شده. چه کار کرده که مجبور شده به همچون جای دوری برود؟» |
ظاهرا کار و بارش خوب است. یک نامه پیشم دارم که همراه یک چک پس از رفتن لیزا به بیمارستان آمد. ازش خواسته که برود پیشش - و من هم بعدا بروم.»
پاکت را به شیطان دادم.
پدرم گفت: «این کشورهای کوچولو کوچولو همیشه تمبرهایشان قشنگ است. تقریبا تنها چیزی که برای فروش دارند همین تمبر است.» و افزود: «مهر پست نخورده است. این نامه به توسط کسی آورده شده.»
مرا به طرف یک کاناپه برد و بر روی آن نشست تا نامه را بخواند. پرسید: «به کارور، آپارتادو ۳۶۱، تلگراف زدی؟» |
هنوز نه. نمیدانم اگر لیزا مرد با چک چه کار کنم. باید پاره اش کنم؟»
پدرم گفت: «آدم هرگز پول را پاره نمی کند. پول همیشه خوب است. پول بعد اخلاقی ندارد. بهتر است درباره لیزا به او تلگراف نزنی. ممکن است جلوی وصول چک را بگیرد.» به نظرم رسید که چک، که با دقت آن
« اینجا نیامده ام که نوشیدن یاد بگیرم.»
دقیقا برای چه آمدی؟ پول؟» «نه. اموراتم می گذرد. اما فقط می گذرد.»
و دوستمان - میدانی کی را میگویم . الان اسم خودش را چه گذاشته؟ برای لیزا خیلی ناراحت است؟» |
در حال حاضر اسمش را کارور گذاشته، و هنوز از موضوع لیزا خبر ندارد. در جایی در پا
پاناما؟ پس این بار واقعا از دسترس خارج شده. چه کار کرده که مجبور شده به همچون جای دوری برود؟» |
ظاهرا کار و بارش خوب است. یک نامه پیشم دارم که همراه یک چک پس از رفتن لیزا به بیمارستان آمد. ازش خواسته که برود پیشش - و من هم بعدا بروم.»
پاکت را به شیطان دادم.
پدرم گفت: «این کشورهای کوچولو کوچولو همیشه تمبرهایشان قشنگ است. تقریبا تنها چیزی که برای فروش دارند همین تمبر است.» و افزود: «مهر پست نخورده است. این نامه به توسط کسی آورده شده.»
مرا به طرف یک کاناپه برد و بر روی آن نشست تا نامه را بخواند. پرسید: «به کارور، آپارتادو ۳۶۱، تلگراف زدی؟» |
هنوز نه. نمیدانم اگر لیزا مرد با چک چه کار کنم. باید پاره اش کنم؟»
پدرم گفت: «آدم هرگز پول را پاره نمی کند. پول همیشه خوب است. پول بعد اخلاقی ندارد. بهتر است درباره لیزا به او تلگراف نزنی. ممکن است جلوی وصول چک را بگیرد.» به نظرم رسید که چک، که با دقت آن