نام کتاب: باخت پنهان
«اوه، نه. از فرانسه نباید رد شوی. فرانسه تحت اشغال آلمان است. همه جا سرباز آلمانی هست.» | سعی کردم دوباره جواب دهم. گفتم: «از بلژیک؟»
این بهتر است. اینجا نیز المان ها هستند، اما میدانی، یک آدرس بهت داده اند. آدرس یک خانه امن. چیزی مثل این زیرزمین. در شهری به نام لی یژ. لییژ را پیدا کن.»
نام شهر را برایم هجی کرد و من آن را بر روی نقشه پیدا کردم، اما هنوز کمی گیج بودم. «برای چه باید به اسپانیا بروم؟»
برای این که اسپانیا بی طرف است، و این که بعدش می توانی به پرتغال و از آنجا هم به انگلیس بروی. پرتغال کجاست؟»
پس از کمی جستجو پرتغال را پیدا کردم. برایم توضیح داد: «پرتغال در اردوی ماست، اما تو ابتدا باید خود را به اسپانیا برسانی. چه کار میکنی؟»
وقتی دانستم جغرافیا یک بازی جنگی است، از آن واقعا خوشم آمد. نقشه را با دقت نگاه کردم.
علی رغم وجود المان ها باید به طریقی از فرانسه عبور کنم.»
درست است. در این خانه امن، چهار افسر هوانورد پیدا میکنی که مثل خودت مخفی شده اند و یک زن شجاع - به سن و سال لیزا - هم هست که شما را همراهی می کند. تمام راه تا پیرنه را با قطار می روی. پیرنه رشته کوه است. پیدایش کن.»
خیلی طول کشید، چون، در طول مسیر، توی جنگل های آردن گرفتار
شدم.
1. Ardennes

صفحه 62 از 196