خواندن بلد است و هم نوشتن - یک پسربچه مگر بیش از این می خواهد؟ بقیه اش را از زندگی خواهد آموخت. در هر حال بعضی چیزها را من بهتر از هر معلم مدرسه می توانم بهش یاد بدهم.»
منظورت علوم است ؟ » «اوه، من در علوم زیاد سررشته ندارم. اما فکر نمی کنم جیم رشته علوم را انتخاب کند.»
منظورت مسائل دینی است؟» | «این بیشتر کار خانم هاست. کار تو.» من هم درباره دین زیاد نمی دانم.»
یک انجیل بهش بده تا خودش بخواند. لیزا، دین را نمی شود به مغز بچه فرو کرد. خودش در طول زندگی یاد می گیرد، و یا این که یاد نمی گیرد.»
تصور میکنم تو از آنهایی بودی که هیچ وقت یاد نگرفتی.»
بنابراین تو خیلی فکر میکنی. قبلا برایت تعریف کرده ام، پس از این که از زندان فرار کردم، هنگام پایین آمدن از کوه های پیرنه یک صومعه پیدا کردم. آنها از من أوراق هویت نخواستند، نرفتند پلیس را خبر کنند - آنچه از آنها می دیدم جز کارهای بی معنی و احمقانه چیز دیگری نبود، اما آدم های خوبی بودند، لااقل برای من آدم های خوبی بودند. وقتی آدم خودش آدم خوبی نیست، به آدم های خوب احترام می گذارد. من ترجیح می دهم که در کنار یک آدم خوب بمیرم. آدم خوب یک دنیا چیزهای بی معنی به آدم تعلیم می دهد و آدم بد حقیقت را به شما می آموزد، اما وقتی می خواهی بمیری دیگر چه فرقی می کند؟ من کسی نیستم که به این پسر چیزهای بی معنی یاد بدهم. بگذار خودش انجیل را بخواند و خودش برداشت کند. من بهش جغرافی یاد خواهم داد.»
منظورت علوم است ؟ » «اوه، من در علوم زیاد سررشته ندارم. اما فکر نمی کنم جیم رشته علوم را انتخاب کند.»
منظورت مسائل دینی است؟» | «این بیشتر کار خانم هاست. کار تو.» من هم درباره دین زیاد نمی دانم.»
یک انجیل بهش بده تا خودش بخواند. لیزا، دین را نمی شود به مغز بچه فرو کرد. خودش در طول زندگی یاد می گیرد، و یا این که یاد نمی گیرد.»
تصور میکنم تو از آنهایی بودی که هیچ وقت یاد نگرفتی.»
بنابراین تو خیلی فکر میکنی. قبلا برایت تعریف کرده ام، پس از این که از زندان فرار کردم، هنگام پایین آمدن از کوه های پیرنه یک صومعه پیدا کردم. آنها از من أوراق هویت نخواستند، نرفتند پلیس را خبر کنند - آنچه از آنها می دیدم جز کارهای بی معنی و احمقانه چیز دیگری نبود، اما آدم های خوبی بودند، لااقل برای من آدم های خوبی بودند. وقتی آدم خودش آدم خوبی نیست، به آدم های خوب احترام می گذارد. من ترجیح می دهم که در کنار یک آدم خوب بمیرم. آدم خوب یک دنیا چیزهای بی معنی به آدم تعلیم می دهد و آدم بد حقیقت را به شما می آموزد، اما وقتی می خواهی بمیری دیگر چه فرقی می کند؟ من کسی نیستم که به این پسر چیزهای بی معنی یاد بدهم. بگذار خودش انجیل را بخواند و خودش برداشت کند. من بهش جغرافی یاد خواهم داد.»