فازا .. بنزد او بروید.. آه، این خیلی مخوف ودلخراش است . پیش خود گفتم :
چون جمیع آدمکشان مایلند قربانیان خود را ببینند، پس باید منهم او را ببینم، سپس اگر لازم شد خودکشی خواهم کرد. آنگاه دنبال خواهر همسر خویش باتاق زوجه خود رفتم و در اثناء راه پیش خود گفتم:
و اکنون باید آماده شنیدن چیزهائی که نمیخواهم بشنوم، بشوم نگاههائی که مایل نیستم، ببینم ولی به هیچکس اجازه نمیدهم... ناگاه بیاد چیزی افتاده بر خواهر همسرم بانگی بر آوردم:
- صبر کن... خیلی مضحک و ننگین است که با پای برهنه نزد او بروم، صبر کن تا کفشهای خود را بپوشم.
چون جمیع آدمکشان مایلند قربانیان خود را ببینند، پس باید منهم او را ببینم، سپس اگر لازم شد خودکشی خواهم کرد. آنگاه دنبال خواهر همسر خویش باتاق زوجه خود رفتم و در اثناء راه پیش خود گفتم:
و اکنون باید آماده شنیدن چیزهائی که نمیخواهم بشنوم، بشوم نگاههائی که مایل نیستم، ببینم ولی به هیچکس اجازه نمیدهم... ناگاه بیاد چیزی افتاده بر خواهر همسرم بانگی بر آوردم:
- صبر کن... خیلی مضحک و ننگین است که با پای برهنه نزد او بروم، صبر کن تا کفشهای خود را بپوشم.