میتابید و حملاتی برخورد امواج با تخته سنگ ها از نزدیک شنیده می شد بیست تن اغلب أشبه های جواناب در دو دی کنار میز های زمخت نشسته بودند. ال ها لباس های رسمی کتانی نازک به تن داشتند و مویشان أصالا شده بود، خوشحال بودند و پرگویی می کردند. از این که باید غذای مشترک سربازخانه ای را به همراه یک مجنون مصرف کنند عصبانی بودند و پی برتر در این مورد صحبت می کردنیا.
سیرو باو با نزدیک در اصلی، بی خیال وسط دو زن نگهبان نشسته بود و در این هم شغل نمی خورد. لباس راهبه های نوآموز تستش کرده بودند و دمپایی هایی که هنوز خیس بود، به با داشت. هنگام صرف غذا کسی نگاهت نمی کرد. پس از مشغله تعداد زیادی راهبه های نوآموز دور او جمع شدند و قصد داشتند و مسایل زینتی را تحسین کنند یکی از آنها سعی کرد تا گردنبند دخترک را باز کند. ممییرو: ماریا از جا برخاست. با یک تکان خود را از دست نگهبانانی که قصد بستن دست و پایش را داشتند رهانید. روی میز پرید. از گوشه ای به گوشه ای دوید، بنای جن واقعی فریاد می کشید و نفوذ شیطان در کالبد خویش را آشکار می ساخت. هر چه بر سر راهش قرار داشت درهم شکست، از پنجره بیرون پرید و ورودی الاچیق در حیاط را خراب کرد. زنبورها را ارائد، چون دیوارهای اصلی را کند و نرده های شکارگاه را در هم ریخت. رنبورها در اطراف پراکنده شدند و حیوانات هراسان و نعره کشان رسیدند و تا نزدیکه خوابگاه صو شیعه نشین دویدند.
از آن پس رویدادی نبود که به حساب جادوگری سپیروا ماریا نوشته شود. بسیاری از راهبه های تو اموز در پروندعها توضیح دادند دخترک با سال های شتافی پرواز می کند که باعث سروصدای اشباح می شود. دو روز و و تعدادی بوده لازم بود تا حیوانات را گیر اندازند به زنبورها را به
سیرو باو با نزدیک در اصلی، بی خیال وسط دو زن نگهبان نشسته بود و در این هم شغل نمی خورد. لباس راهبه های نوآموز تستش کرده بودند و دمپایی هایی که هنوز خیس بود، به با داشت. هنگام صرف غذا کسی نگاهت نمی کرد. پس از مشغله تعداد زیادی راهبه های نوآموز دور او جمع شدند و قصد داشتند و مسایل زینتی را تحسین کنند یکی از آنها سعی کرد تا گردنبند دخترک را باز کند. ممییرو: ماریا از جا برخاست. با یک تکان خود را از دست نگهبانانی که قصد بستن دست و پایش را داشتند رهانید. روی میز پرید. از گوشه ای به گوشه ای دوید، بنای جن واقعی فریاد می کشید و نفوذ شیطان در کالبد خویش را آشکار می ساخت. هر چه بر سر راهش قرار داشت درهم شکست، از پنجره بیرون پرید و ورودی الاچیق در حیاط را خراب کرد. زنبورها را ارائد، چون دیوارهای اصلی را کند و نرده های شکارگاه را در هم ریخت. رنبورها در اطراف پراکنده شدند و حیوانات هراسان و نعره کشان رسیدند و تا نزدیکه خوابگاه صو شیعه نشین دویدند.
از آن پس رویدادی نبود که به حساب جادوگری سپیروا ماریا نوشته شود. بسیاری از راهبه های تو اموز در پروندعها توضیح دادند دخترک با سال های شتافی پرواز می کند که باعث سروصدای اشباح می شود. دو روز و و تعدادی بوده لازم بود تا حیوانات را گیر اندازند به زنبورها را به