از حدقه درآورد و بیضه اش را برید، این دو آن قسمت هایی بود که از خوردنش بیشترین لذت را می برد. در آشپزخانه با بزرگترها دیابولو ** بازی کرد و در حیاط هم وارد بازی کودکان شد و از همه برد. به زبان های پوروپایی، کنگویی، و ماندینگایی آواز خواند، و حتا اگر کسی نمی فهمید با رغبت گوش فرا می داد. برای ناهار خود، در بخار چربی خوک، خوراک دیلان و چشم پز تر، با ادویه جات تند فراهم کرد.
تا این ساعت تمام مسعبل از حضور او مطلع بودند غیر از ژوزفا میراندای ملیره، او موجودی خشن و جنگی، با بینش محدود بود که علل خانوادگی داشت. در بورگوس زیر سایه اداره کلیسای مقدس رشد کرده بود، اما استعداد فرمان دادن و شدت تعصب بی جایش از وجودش نشأت می گرفت. دو معاون شایسته داشت، ولی چون خودش بدون هیچ کمکی به همه چیز رسیدگی می کرد، لذا آن دو زیادی بودند.
کینه او علیه قلمرو اسقف تقریبا از یک صد سال قبل از تولدش شروع شده بود. مثل دشمنی های بزرگ تاریح، اولین دلیل خصومت اختلاف نظر جزیی درباره مسایل پولی و قلمرو قضاوت بین کلاریسین ها و استف فرانسیسکایی ها بود. علیه ناشکیبایی آن ها، راهبه ها از حمایت حکومت غیر نظامی برخوردار شدند، و این سرآغاز جنگی بود که هر چند یک بار همه علیه هم آغاز می کردند.
اسقفه با پشتیبانی نواحی دیگر سعی کرد تا با بستن راه های خروجی معبد، راهبه ها را گرسنه نگه دارد و فرمان تمرد از احکام الهی ** صادر کرد، یعنی: هرگونه خداجویی تا اطلاع ثانوی در شهر کنار گذاشته شود. مردم انشعاب کردند. غیرنظامیان و مقامات کلیسی به حمایت این یا آن یا علیه یکدیگر وارد کار شدند. کلاریسمین ها پس از شش ماه محاصره زنده و شکست ناپذیر بودند. تا این که تونلی میخنی کشف شد که از آن طریق
تا این ساعت تمام مسعبل از حضور او مطلع بودند غیر از ژوزفا میراندای ملیره، او موجودی خشن و جنگی، با بینش محدود بود که علل خانوادگی داشت. در بورگوس زیر سایه اداره کلیسای مقدس رشد کرده بود، اما استعداد فرمان دادن و شدت تعصب بی جایش از وجودش نشأت می گرفت. دو معاون شایسته داشت، ولی چون خودش بدون هیچ کمکی به همه چیز رسیدگی می کرد، لذا آن دو زیادی بودند.
کینه او علیه قلمرو اسقف تقریبا از یک صد سال قبل از تولدش شروع شده بود. مثل دشمنی های بزرگ تاریح، اولین دلیل خصومت اختلاف نظر جزیی درباره مسایل پولی و قلمرو قضاوت بین کلاریسین ها و استف فرانسیسکایی ها بود. علیه ناشکیبایی آن ها، راهبه ها از حمایت حکومت غیر نظامی برخوردار شدند، و این سرآغاز جنگی بود که هر چند یک بار همه علیه هم آغاز می کردند.
اسقفه با پشتیبانی نواحی دیگر سعی کرد تا با بستن راه های خروجی معبد، راهبه ها را گرسنه نگه دارد و فرمان تمرد از احکام الهی ** صادر کرد، یعنی: هرگونه خداجویی تا اطلاع ثانوی در شهر کنار گذاشته شود. مردم انشعاب کردند. غیرنظامیان و مقامات کلیسی به حمایت این یا آن یا علیه یکدیگر وارد کار شدند. کلاریسمین ها پس از شش ماه محاصره زنده و شکست ناپذیر بودند. تا این که تونلی میخنی کشف شد که از آن طریق