سالن اصلی کلیسا تردد کنند، جایی که دعاهای مذهبی را می شنیدند و می خواندند و از پس پرده ای نگاه می کردند ولی کسی نمی توانست آن ها را ببیند.
اثر هنرمندانه روی چونه های مرغوب پوشش جعبه ها که تمام اتاق های معبد را می او است، کار پیشه وری اسپانیایی بود که نیمی از عمر خود را وقف ساختن آن ها کرده بود تا حق داشته باشد پس از مرگ در دیوار محراب به خاک سپرده شود. اکنون او حدود دویست سال به همراه راهبه ها و اسقف ها و سایر برجستگان، پشت پوشش مرمرین فشرده شده بود.
وقتی سیروا ماریا به معبد آمده، هشتاد و دو نفر راهبه دیر نشین اسپانیایی و همه همراهان با مستخدمه های خود و سی و شش نفر از زنان مهاجر کرئولی، متعلق به خانواده بزرگ معاون سلطان نشین آنجا حضور داشتنلی
پس از آنکه فقر و خوشی و عصمت را ستودند، تنها راه ارتباطی با دنیای بیرون و رویارویی نادر با دیدار کنندگان به مستراح پشت نرده های چوبی، آن هم از طریق صدا خلاصه می شد که نوری هم به درون نمی تابید. مستراح کنار دریچه هوا قرار داشت و استفاده از آن محدود و تابع مقررات بود و همیشه راهیهای استراق سمع می کرد
در سمت چپ باغ کلاس های درس قرار داشت و کارگاه های مختلف از راهبه های کارآموز و معلمه پر بود. در همان جا خانه اراذل با آشپزخانه بسیار بزرگ و محلی برای سوزاندن هیزم ، میز سلاخی و تستوری بزرگ چای داشت. پشت آن، حیاط لجن گرفته از شستشوی مدام بود و چند زوج از خانواده برده ها در آنجا با هم می زیستند، بعد توپت به طویله ها می رسید. یک شکارگاه بز، خوکدانی محور کندوها و باغچه
اثر هنرمندانه روی چونه های مرغوب پوشش جعبه ها که تمام اتاق های معبد را می او است، کار پیشه وری اسپانیایی بود که نیمی از عمر خود را وقف ساختن آن ها کرده بود تا حق داشته باشد پس از مرگ در دیوار محراب به خاک سپرده شود. اکنون او حدود دویست سال به همراه راهبه ها و اسقف ها و سایر برجستگان، پشت پوشش مرمرین فشرده شده بود.
وقتی سیروا ماریا به معبد آمده، هشتاد و دو نفر راهبه دیر نشین اسپانیایی و همه همراهان با مستخدمه های خود و سی و شش نفر از زنان مهاجر کرئولی، متعلق به خانواده بزرگ معاون سلطان نشین آنجا حضور داشتنلی
پس از آنکه فقر و خوشی و عصمت را ستودند، تنها راه ارتباطی با دنیای بیرون و رویارویی نادر با دیدار کنندگان به مستراح پشت نرده های چوبی، آن هم از طریق صدا خلاصه می شد که نوری هم به درون نمی تابید. مستراح کنار دریچه هوا قرار داشت و استفاده از آن محدود و تابع مقررات بود و همیشه راهیهای استراق سمع می کرد
در سمت چپ باغ کلاس های درس قرار داشت و کارگاه های مختلف از راهبه های کارآموز و معلمه پر بود. در همان جا خانه اراذل با آشپزخانه بسیار بزرگ و محلی برای سوزاندن هیزم ، میز سلاخی و تستوری بزرگ چای داشت. پشت آن، حیاط لجن گرفته از شستشوی مدام بود و چند زوج از خانواده برده ها در آنجا با هم می زیستند، بعد توپت به طویله ها می رسید. یک شکارگاه بز، خوکدانی محور کندوها و باغچه