نام کتاب: از عشق و شیاطین دیگر
شایستگی با شیطان مقابله کند.
سییروا ماریا فورا او را به عنوان ملک مقرب شناخت و اشتباه هم نمی کرد. در حضور ممییروا ماریا استدلال درون پرونده ها را می شکافت و به مله یره معبد ثابت می کرد که هیچ کدام آنها کافی نیستند. به مدیره یاد داد که شیاطین امریکا مثل شیاطین اروپا هستند و فقط نوع احضار و رفتارشان با هم متفاوت است. او چهار قاعده مورد استفاده برای شیطان زدگان را بیان کرد و نشان داد که بهره جستن از آنها برای شیاطین چه قدر آسان است، تا عکس ماجرا پذیرفته شود. هنگام خداحافظی تصمیمانه گونه سپیروا ماریا را نیشگون گرفت.
به او گفت: «آسوده بخواب، من با دشمنان خشمگینی سروکار داشته ام.»
از آن پس مدیرة معبد چنان متأثر واقع شده که کشیش را به حرف شکلات های عبور و معروف کلاریسون ها، کیک مخصوص گیاهی و بهترین شیرینی ها دعوت کرد که انتخاب آنها أختیاری بود. هنگامی که او را به اتاق غذاخوری خصوصی، نزد خود بود، کشیش تعلیماتی را برای گام های بعدی در اختیارش گذاشت مدیرة معبد با رضایت خاطر آنها را پذیرفت
او گفت: را بالا فرقی به حال من نمی کند که حال این موجود شوم خونی باشد یا بد، ولی دعا می کنم هرچه زودتر این میله را ترک کنل |
پدر قول داد نهایت کوشش خود را به کار بندد تا این کار را، اگر حطی چند ساعت ممکن نشد، طی چند روز به انجام برساند. وقتی هر دو با رضایت کامل در اتاق گفتگوهای بری خداحافظی کردند، هیچ یک از آنها تصورش را هم نمی کردند که هرگز همدیگر را نبینند.
چنین بود. پدر آکینوکه برده هایش او را چنین می نامیدند، پای پیاده به

صفحه 159 از 176