نام کتاب: از عشق و شیاطین دیگر
دعای دفع شیطان سر دهند. و این مراسم یک محکوم به مرگ بود. او را کشان کشان به سمت آخور چهارپایان بردند، و سطل آب بر سرش ریختند، گردنبندهایش را کندند و لباس زیر مرتدین بر تنش پوشاندند. راههای از بخش باغبانی، با چهار برش قیچی باغبانی کمند گیسوی او را تا پس گردن کوتاه کرد و روی توده هیزمی که در حیاط می سوخت انداخت. خواهر سلمانی، انتهای گیسوی او را به اندازه نیم نسل درست به بلندی موهای کلاریسین ها در زیر روسری هرس کرد. و موها را بلافاصله پس از بریدن روی زیاتی آتش انداخت. سپیروا ماریا آتش طلایی را نگاه کرد. صدای چرق چرق چوب تازه را شنید، بوی گند مشمئزکننده شاخ سوخته را استشمام کرد، بی آنکه در سیمای سنگی او عضله ای بجنبد، آخر سر ژاکت اجباری ۱۳ تنش کردند، اندامش را با پارچه عزا پوشاندند، و دو برده او را روی برانکار صحرایی به عبادتگاه حمل کردند.
اسقیفه شورای کلیسا را که از عایدی بگیران سرشناس تشکیل می شد، فرا خواند، و آنها از بین خود چهار نفر را برگزیدند تا هنگام مراسم جن گیری اسقف را یاری رسانند. در یکی از آخرین مدارک اثباتی، اسقف نسبت به وضع فلاکت بار سلامتی خود، بی اعتنایی کرد. او دستور داد تا تشریفات را مثل سایر فرمت های مناسب نه در کلیسای جامعه بلکه در عبادتگاه مبل سانتا کلارا اجرا کنند و شخصا اجرای جن گیری را عهده دار شد.
کلاریسین ها را مدیرة معبد هدایت می کرد، آن ها قبل از عبادت صبحگاه برای سرود دسته جمعی آمده بودند و آوازهای نیایش لنسر دادند، ارگی آنها را همراهی می کرد که از جنبش شادمانه روز نو رسیده خبر می داد. سپس درجه داران شورای عایدی بگیران، سرپرستان امور خارجی، به کشیش درجه دار و سرکردگان اداره کلیسای مقدس وارد

صفحه 154 از 176