در استراحت های پرشور عشق بی کران خود را به هم ثابت می کردند. به سپیروا ماریا گفت، به خاطر او آماده است به هرکاری تن در دهد. سیروا ماریا با بی رحمی کودکانه ای می خواست تا به خاطر او سوسک بخورد. کایه تاتو سوسکی را گرفت و پیش از آنکه سیروا ماریا بتواند دخالت کند، زنده زنده قورت داد. یکی دیگر از تحریک های احمقانه این بود که از سمیروا ماریا پرسید آیا به خاطر او حاضر است گیسوی خود را ببرد. او جواب مثبت داد، حال به شوخی یا جلدی تأکید کرد آن وقت باید با من ازدواج کنی تا به عهدت عمل شود. او کارد آشپزخانه را به سلول آورد و گفت: حالا ببینم به عهدت وفا می کنی یا نه. دخترک پشت به او کرد تا بتواند گیسویش را از ته ببرد. به اصرار گفت: «فقط جرأت داشته باشه ولی کایه تاتو جرأت نداشت. روز بعد از او پرسید آیا حاضر است خودش را مثل یک بز نر برایش سلاحی کند. او با قاطعیت جواب مثبت داد. دخترک کارد را گرفت و می خواست به طور نمونه امتحان کند. لرز مرگباری بر اندام کایه تانو مستولی شد و هراسان از جا پرید و گفت:
اتو نه، تو نه سپیروا ماریا از خنده رود بر شد و می خواست بداند چراء کایه تاتو حقیقت را به او گفت:
تو جرأت این کار را داری.
در آبهای آرام همدردی بر آن شدند تا از ایام فراغت روزمره عشق لذت ببرند. سپیروا ماریا سلول را برای کایه تانو تمیز و منظم می کرد و او همانند همسر حقیقی به خانه می آمد، کایه تائو در انتظار روزهای خوشبختی، روزهایی که می بایست با هم عقد و آزاد می شدند، به او خواندن و نوشتن یاد داد و با جهان شعر و نیایش خداوندی آشنا کرد
۲۷ آوریل در سپیده سحر، پس از آنکه کایه تانو سلول را ترک گفت سپیروا ماریا هنوز خوابش نبرده بود که بدون اطلاع از راه رسیدند تا
اتو نه، تو نه سپیروا ماریا از خنده رود بر شد و می خواست بداند چراء کایه تاتو حقیقت را به او گفت:
تو جرأت این کار را داری.
در آبهای آرام همدردی بر آن شدند تا از ایام فراغت روزمره عشق لذت ببرند. سپیروا ماریا سلول را برای کایه تانو تمیز و منظم می کرد و او همانند همسر حقیقی به خانه می آمد، کایه تائو در انتظار روزهای خوشبختی، روزهایی که می بایست با هم عقد و آزاد می شدند، به او خواندن و نوشتن یاد داد و با جهان شعر و نیایش خداوندی آشنا کرد
۲۷ آوریل در سپیده سحر، پس از آنکه کایه تانو سلول را ترک گفت سپیروا ماریا هنوز خوابش نبرده بود که بدون اطلاع از راه رسیدند تا