نام کتاب: از عشق و شیاطین دیگر
با اداره کلیسا درگیری پیدا کنند. عین خیالش نبود. قلب او برای پیروا ماریا می تپید، ولی به این حال و رضع رضایت نمی داد. او معتقد بود که هیچ قانون اقیانوس با سلسله جبالی، دنیوی یا آسمانی، و هیچ قدرت جهنمی نمی تواند آن دو را از هم جدا نگه دارد.
یکی از شبها، لبریز از شادمانی، از بیمارستان گریخت، تا مثل همیشه مخفیانه وارد معبد شود. آنجا چهار در ورودی داشت. مدخل اصلی با دریچه هوا، یک در بزرگ مشابه که به سمت دریا گشوده می شد و دو در کوچک خدمه. دو در اصلی غیرقابل تسخیر بودند. کایه تاتو احتیاج نداشت تا از ساحل، محل پنجره سپیروا ماریا را مشخص کند چون اینجا تنها راه موجود در دو طرفه بود که حصار چوبی نداشت. او بنا را از سمت خیابان وجب به وجبا بررسی کرد، بیهوده دنبال وسیله ای می گشت که بتواند خود را از روی آن بالا بکشد.
کایه تاتو این پا و آن پا می کرد تا تلاش خود را متوقف کند که باد تونلی افتاد که مردم در زمان تمرد از احکام الهی مایحتاج غذایی معبد را از آن طریق تأمین می کردند. تونل هایی که به معابد یا سربازخانه ها منتهی می شد، از خصوصیات هر دوره ای بود. مردم آن وقت ها در شهر حداقل شش توئل می شناختند و با گذشت زمان تعداد دیگری را کشف کردند که برای رمان های تکان دهنده مناسب بودند. در جمع جذامی ها، یک گورکن سابق تونل مورد نظر را به کایه تانو لو داد: یک قبرستان متروک و به حال خود رهاشدهای معید را به قطعه زمین مجاوری وصل می کرد که یک صد سال پیش گورستان اولین کلاریسین ها به شمار می رفت. این تونل دقیقة قبل از یک دیوار بلند و زمخت که غیرقابل صعود به نظر می رسید، از زیر ساختمان زندان سر در می آورد. کایه تانو پس از تلاش های مکرر بیهوده، همان طوری که فکر می کرد با قدرت ایمان به

صفحه 146 از 176